اولا:اعتقاد ما این است مدبر حقیقی جهان خداست و هیچکس نمی تواند جز خدا از کس دیگری یاری بجوید و به استقلال او در یاری رساندن معتق د باشد . اما به هیچ روی نمی توان الات و ابزار دستیابی به هدف را انکار کرد که خدا جهان را بر اساس اسباب و عوامل افریده است البته این عوامل از خود هیچ استقلالی ندانرند و تنها به اذن و رضای خداست که کاری را انجام می دهند قران می فرماید :و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی انفال 17
تو تیر رها نکردی ان هنگام که رها کردی بلکه خدا تیر را پرتاب نمود .
از این رو انچه در عقاید اسلامی بدان سفارش شده عدم نگرش اسلقلالی به اسباب و عوامل است و اینکه انسان باید بر خدا توکل کند به هیچ موجودی امید نداشته باشد و تا می تواند از اظهار نیاز به مخلوقات اجتناب ورزد .
ومن یتوکل علی الله فهو حسبه طلاق 3
هر کس به خدا توکل نماید خدا برای او کافی است .
فان تولوا فقل حسبی الله لا اله الا الله هو علیه توکلت توبه 129
اگر از پذیرش و پیروی حق روی گردانند پس بگو خدا برای من بس است و بر او توکل می کنم .
در این معنا هیچ کس تردیدی ندارد و رجحان بی نیازی از انسانها بر هیچکس پوشیده نیست اما وجوب عقلی و شرعی ان را نمی توان ثابت کرد. بدین معنی که اگر انسان از کسی درخواست کمک نمود مرتکب حرام شده باشد ما در تاریخ انبیا مواردی را می سناسیم که در انجام برخی از امور غیر خدا را به یاری طلبیده اند ایا می توان گفت انان شرک ورزیده اند و کار ناصواب انجام داده اند .؟
قران می فرماید : تعاونوا علی البر و التقوی مائده 2
در انجام کارهای نیک و در رشد تقوی به یکدیگر یاری رسانید .
ایا این دستور قران را می توان امر به شرک نمود ؟؟؟ هرگز
بنابراین یاری جستن از افرادی غیر ازخدا اگر با توجه به عدم استقلال انها باشد شرعا مانعی ندارد و گرچه انسان تا می تواند باید به مراتب بالای توکل دست یابد .